مجموعه دروغها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

سرکوب ما غیرممکن است! اخطار ما را جدی بگیرید!

 تظاهرات های دانشجویان آزادیخواه در شب های گذشته در کوی دانشگاه، یکبار دیگر صف محکم اعتراض ما را باید به حکومتیان نشان داده باشد. آنها میتوانند رهبران دانشجویان را به زندان بیندازند، شکنجه کنند و دست و پایشان را بشکنند، آنها میتوانند مثل امروز یکبار دیگر ده ها دانشجوی معترض را با حمله دستگیر و زخمی کنند. آنچه که آنها نمیوانند، سرکوب جنبش ما است! دانشجویان خواستشان خواست مردم است. ما فقر نمیخواهیم، ما جدایی جنسی نمیخواهیم، ما رفاه بیشتر را خواستاریم، ما خواهان منشور حقوقی دانشجویان هستیم، ما خواهان آزادی همه دانشجویان زندانی هستیم و یکبار دیگر اعلام میکنیم که دانشگاه پادگان نیست! هجوم نیروهای یگان ویژه و نیروی امنیتی امروز به ما در کوی دانشگاه یکبار دیگر این قرار پایه ای ما را اعلام میکند! دانشگاه را پادگان کنید، ما هم خیابانها را به تسخیر خود در خواهیم آورد!

اعتراض ما در کوی دانشگاه ادامه خواهد یافت. اخطار ما را جدی بگیرید! دانشگاه های دیگر در راهند!

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های سراسر کشور

 

۰۸ بهمن ۱۳۸۶

اعتراضات دانشجویی کوی دانشگاه وارد شب سوم خود شد       

 ماموران گارد ویژه ضد شورش بعد از 8 سال از گذشت 18 تیر 78 امشب بار دیگر وارد محوطه ی کوی دانشگاه تهران شدند .

 18 نفر از دانشجویان در حمله گارد ضد شورش به داخل کوی دانشگاه  از ناحیه ی سر و دست و پا مجروح شده اند .

 شاهدان عینی دانشجو خبر از دستگیری 3 یا 5  نفر از نفرات جلوی جمعیت توسط گارد می دهند . دانشجویان در حال امارگیری از همدیگر برای پیدا کردن اسم دستگیر شدگان هستند

 کیوسک نگهبانی پائین کوی در هجوم نیروهای ضد شورش به داخل کوی آتش گرفت

 بیشترین شعار امشب این است :‌دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد

 یار دبستانی در تمام امیر آباد طنین انداز است 

  تجمع شب سوم در ساعت 7:30 دقیقه بعد از ظهر از جلوی محوطه انبار و ساختمان 19 با حضور نزدیک به 400 نفر از دانشجویان  آغاز گشت . دانشجویان با جمع شدن در جلوی ساختمان 19 شروع به خواندن یار دبستانی کردند و سپس با ورود به ساختمان 19 به خواندن یار دبستانی و شعار دانشجوی باغیرت حمایت حمایت پرداختند . پس از خروج از ساختمان 19 جمعیت با گردش در میان ساختمان های 21 و دیگر ساختمان ها و با خواندن سرود یار دبستانی و دانشجوی با غیرت به گرد آوری  دانشجویان پرداختند . پس از گردش در محوطه ی کوی نزدیک به 600 نفر از دانشجویان با ورود به خیابان پشت ساختمان 20  کوی به سمت درب پائین کوی که معروف به درب بازارچه ، درب درمانگاه و درب فنی است حرکت کردند.

 دلیل این نامگذاری بدین دلیل است که از کنار ساختمان 20 که رد می شوی به یک درب کوچک می رسی که در کنار ان کیوسک نگهبانی است . بعد از عبور از میان این در وارد محوطه ای می شوی که در سمت راست ان درمانگاه است و در کنار ان بازارچه ای کوچک قرار دارد و سپس برای خارج شدن از کوی به درب بزرگتری می رسی که بعد از خروج از آن به جلوی درب اصلی دانشکده فنی بالا می رسی .

 دانشجویان در ساعت 9:15 دقیقه به درب کوچک نگهبانی می رسند که بسته است و با شکستن آن وارد محوطه بازارچه می شوند . و پشت درب بزرگتر که محل ورود به خیابان امیر آباد است و دانشکده فنی است و آن هم اینک بسته است  تجمع می کنند .

 یک افسر نیروی انتظامی می کوشد تا دانشجویان را به آرامش دعوت کند و از آنها می خواهد که به داخل اتاق های خود بازگردند . – گاهی با خودم فکر می کنم که کاش این متصدیان نظم در جامعه محض رضای خدا حداقل یک کتاب روانشناسی توده های گوستاولوبون را بخوانند . افسر ظاهرا با این کار خود دارد مهر و عطوفت خود را به رخ دانشجویان مکی کشد و مثلا می خواهد با آنان اتمام حجت کتد ولی خیلی ساده است این کار تنها انبوه خلق را آشفته تر می سازد _ جواب دانشجویان مسلما بازگشت نخواهد بود آنان شعار می دهند : مزدور برو گمشو و  دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد . شعاری که در این شب به مطرح ترین شعار معترضین تبدیل می شود .

 درگیری بین گارد ضد شورش که تمام محوطه ی خیابان امیر آباد از اتوبان جلال تا انتهای خیابان 16 ( انتهای دانشکده تربیت بدنی و انتهای کوی پسران پزشکی )‌ را پر کرده است و در کوچه ی پانزدهم هم مستقر شده است از این لحظه شروع می شود . گارد با رژه رفتن در جلوی دانشجویان معترض به قدرت نمایی برای آنان می پردازد تا شاید در دل آنان ترس ایجاد کند غافل از اینکه با این کار تنها دانشجویان معترض را جری تر می کند . دانشجویان شروع بع سنگ پراکنی به سمت گارد می کنند که البته هیچ آسیبی هم به گارد تا دندان مسلح و آموزش دیده نمی زند چرا که این گارد از نعمتی برخوردار است که دانشجویان فاقد آن هستند یعنی سپر ولی در مقابل گارد ضد شورش هم هر از چندگاهی سنگ ها را به طرف دانشجویان بی سپر بر می گرداند .

درب بزرگتر توسط دانشجویان باز می شود . از این لحظه دانشجویان در دودلی ورود به خیابان امیر آباد و یا ماندن در کوی بسر می برند ولی گارد هر از چند گاهی حمله ای را به سمت کوی تدارک می بیند که با عقب نشینی دانشجویان به جای خود باز می گردد ولی این همه ی ماجرا نیست ...

 در آرزوی ورود به کوی بعد از 8 سال

 18 زخمی و حداقل 3 بازداشتی 

 در یکی از این تعقیب و گریز ها به داخل کوی دانشجویان به دنبال گاردی که در حال بازگشت به سر جای خود است حرکت می کنند . غافل از اینکه گویی گاردیان در انتظار این لحظه هستند . ناگهان گاردیان با تغییر جهت سریع خود بدنبال دانشجویان وارد محوطه ی کوی دانشگاه می شوند در حالی که به ضرب و شتم دانشجویان می پردازند و دانشجویان به سرعت عقب نشینی کنند .

 ولی ماموران بدنبال آنان وارد کوی می شوند . گویی سال ها است که در این آرزو بسر می برند . از 18 تیر 1378 ، ‌حاصل این ورود 18 زخمی است . 5 سر شکسته ، 3 دست شکسته و 2 پای ورم کرده بر اثر اصابت باتوم ، باقی زخم هایی سطحی تر برداشته اند .

 گاردیان حداقل 15 متر وارد کوی می شوند و تا محوطه ی ساختمان 20 هم می آیند . در این هجوم حداقل 3 نفر از دانشجویان را که از دیگران عقب افتاده اند ( بعضی می گویند 5 نفر )‌ در این هجوم به عقب کشیده و از کوی خارج می کنند و به آنها دستبند زده و ... .

 دانشجویان زخمی برای مداوا به نمازخانه کوی منتقل می شوند . در آن سوی میدان نیز گویی عده ای زخمی شده اند ولی برای آنان آمبولانس آماده است .

 هر لحظه بر تعداد معترضین دانشجو افزوده می شود اکنون دانشجویان حداقل 1200 نفر هستند . دانشجویان عصبانی و غافلگیر شده در یک اقدام واکنشی نگهبانی کوی را به آتش می کشند . - لبته دانشجویان این عمل را از خود سلب کرده و آن را به گارد منتسب می کنند . –

 بعد از این دانشجویان به پشت نرده ها ی کوی  رفته و آنجا پناه می گیرند . گارد نیز در جای خود مستقر می شود . البته گاردیان که گویی از لذت ورود به کوی مدهوش هستند هر از چندی تمایل خود را برای ورود مجدد به کوی به نمایش می گذارند ولی هر بار بیش از 1 تا 2 متر وارد ان نمی شوند و هر بار با عقب نشینی دانشجویان به جای خود بازمی گردند .

 هر کدام از دانشجویان در پی پیدا کردن هویت دستگیر شدگان هم اتاقی های خود را می جوید ولی هنوز هیچ اسمی به ما اعلام نشده است .

 سنگ اندازی ها ادامه دارد ، این بار دانشجویان سپری هرچند کوچک یافته اند : نرده های خوابگاه پسران دانشگاه تهران ( کوی پسران )‌ جایی که سال هاست نقاط عطف جنبش دانشجویی را -  تیر 1378 خرداد 1382 خرداد 1384  و اینک بهمن 1386-  برای خود در یادها دارد و عموما دانشگاه تهران با کوی خود شناخته می شود .

 اتفاقی می افتد که مسلما هیچ کس تاییدش نمی کند از بالای ساختمان 20 کوکتل مولوتف به سمت خیابان امیر آباد انداخته می شود . هیچ کس مسبب این کار را ندیده است . – خبرگزاری های رسمی گزارش داده اند که این کوکتل مولوتف بر سر سرباز بی دفاع نیروی انتظامی فرود آمده است خدا کند که از آن شایعه های همیشگی باشد . -

 باقی شب تنها شاهد درگیری های پراکنده است . گاردیها گاهی هو می کشند . دانشجویان گاهی سنگ می اندازند . افسری گاهی فحشی می دهد و دانشجویان گاهی جوابی می دهند .

عده ای هنوز بدنبال هم اتاقی های خود می گردند . عده ای از درد ناله می کنند . وسایل بهداشتی برای درمان مجروحین در دسترس نیست . سرما بیداد میکند